خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: چهارشنبه 13 مهر 1401 ساعت: 5:33

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: چهارشنبه 13 مهر 1401 ساعت: 5:33

از میان نوشتههای سخنسرا، دو نوشته شباهت زیادی به داستان دارند؛ «دستهایش» به قلم ققنوس آزاد و «پرچین عشق» به قلم مهرجان. از بین این دو، توصیفات و قلم «مهرجان» گیراتر است. بین خاطرهنویسی و داستاننوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

یادداشتی بر سر دلبران «سر دلبران» ملغمهای از مشکلات است. نه خط روایی درست و درمانی دارد و نه حتی قصهای که مخاطب از چسباندن ابتدا و انتهای آن بهنتیجهای برسد. لااقل تا اینجای کار چنین است. ولنگار اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

یادداشتی بر خودآموز نویسندگی کاری به فرهنگستان و دبیرستان نداریم، اما چیزی که مسلم است این است که ظاهر نشان دهندۀ باطن است. این یک اصل است؛ البته اگر تظاهر را کنار بگذاریم. رنگ رخساره نشان میدهد از سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

حادثه جزو لاینفک داستان,, است؛ یعنی داستان,,ِ بیحادثه پیدا نمیکنید، اما این دلیل نمیشود هر نوشتهای که سرشار از حادثه است را داستان,, بنامیم. بهعبارتی، هر داستان,,ی دارای حادثه است، اما هر سلسله حوادثی منادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

داستان بیطرح بیمایه است و بیمایه هم هر شیئی فطیر,. بِنای بینقشه بنایی است هشلهف. عملیات بدون نقشه محکوم است به شکست. فورستر دو عبارت معروف برای, بیان تفاوت طرح و داستان دارد؛ می گوید: «سلطان مُرد و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

«هرآنچه نامربوط به داستان است بزدایید. اگر در فصل اول گفتهاید تفنگی بر دیوار آویخته است، در فصل دوم یا سوم تفنگ قطعاً باید شلیک کرده باشد. اگر بنا نبوده شلیک کند، پس بر دیوار هم آویخته نبوده»؛ این عبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

نمونۀ کامل تبدیل خاطره به داستان، این داستان است. داستانی دلچسب که پلهپله جلو میرود و یک روایت صمیمانه_عاشقانه را بهتصویر میکشد. فضاسازیِ کمنظیر آن، منِ خواننده را به محیط داستان کشانده و با راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

یکی از دختران بلاگر که اسمش «محیا» بوده و همیشه در زیر مطالبش مکرر با خطاب «مهیا» مواجه میشده، در پستی جداگانه مینویسد: «من میخوام یه چیزی بگم، یه مسئله,ای که برای من خیلی مهمه، یه چیزی تو مایهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

به درخواست یکی از دوستان که نظرم را در مورد پستِ آخر « ویار, تکلم,» جویا شده، باید عرض کنم که ویار, اصلاً در حدی نیست که بنده نظری راجع به نوشتههایش داشته باشم؛ بلاگری است همچون صدها بلاگر دیگر که در سروادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

فردین معصومی، کشتیگیر چغر و بدبدن ماضی تیم ملّی را متبادر کنید؛ او همیشه بعد از پیروزیهایش پشتکدرجا میزد. فردین فقط یکبار مرض گرفت و ترک عادت کرد و قبل شروع مسابقه پشتک زد. مقابل آرتور تایمازوف دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 23:52

سلام 1. سوّم یا چهارم دبیرستان بودم. آقای دُربیگی دبیر ادبیّاتمان یک بیت شعر را از همه کلاس سیواندینفرهمان پرسید. هیچکس نتوانست درست معنا کند «نه در مهد که نیروی حالت نبود / مگسراندن از خود مجالت نبود» سعدی را. حالا هر وقت پوشک مادرم را عوض میکنم یاد آنروز میافتم.2. مادر، دستش را میگذارد روی شانهام، یا علی میگوید زیر لب و برمیخیزد؛ مادر، پوکی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: پنجشنبه 2 فروردين 1397 ساعت: 21:06

سلام

http://bayanbox.ir/view/4386902768099499165/Untitled.jpg

فصلنامۀ «کاما» رو میتونید از اینجا دانلود کنید.

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 13:21

حقیقت امر این است که ملاک خوببودن و بد بودن آدمها در نظر دیگران امروزه تغییر کرده است. قدیم میگفتند مثلاً فلانی آدم خوبیست؛ چون نماز میخواند، روزهاش ترک نشده و خلاصه آدم باخدا و باصفاییست و در صراط مستقیم قدم برمیدارد. پربیراه هم نمیگفتند؛ یعنی کسانی که تمام فرائض را انجام میدادند، حقیقتاً به واسطۀ انجام آنها، خواهناخواه در مسیر حقیقت و درستی بودند و خود نفس اعمال، باعث میشد کجروی نکنند. تأکید میکنم که پایۀ اصلی این ملاک، درست انجام دادن نفس اعمال بود. خودمانی اگر بخواهم بگویم، میرود در وادی همان مثال «چون که صد آید، نود هم پیش ماست». امروزه اما ملاک متفاوت شده است؛ یعنی شما همین که با چندنفر خوشوبش کنی و ظاهراً اخلاق درستی داشته باشی و در یککلام، کاری به جایی نداشته باشی، سرت در لاک خودت باشد و صبح بروی پی یکلقمه نان که حرام و حلالش تفاوتی ندارد و از همه مهمتر، از ترس، مطیع زنت باشی، آدم خوبی جلوه میکنی. حالا کاری به این ندارند که تارکالصلاتی و روزهها را یکی پس از دیگری آقاوار خوردهای و اصلاً زبیخوبن، به هیچچیز اعتقاد نداری. آنچه گفتم را بخواهم در یکجمله جمع و جورش کنم، میشود قدیم ملاک خوببودن، خدایی بودن و سپس انسانیت بود، امروز ملاک چرخیده و چرخیده و رسیده به فقط انسانیت. این چیزی که گفتیم فینفسه بد نیست؛ یعنی بشر اگر انسان باشد و کارهای انساندوستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار جلالی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 10:33

صفحه بندی