عروسی هم عروسی های قدیم!

متن مرتبط با «گمشده به انگلیسی» در سایت عروسی هم عروسی های قدیم! نوشته شده است

بهترین سئوکار در کرج

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align=""> بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شیرین بهاندازۀ قاچهای هندوانه (برای سخنسرا)

  • نیلوبلاگ

    نمونۀ کامل تبدیل خاطره به داستان، این داستان است. داستانی دلچسب که پلهپله جلو میرود و یک روایت صمیمانه_عاشقانه را بهتصویر میکشد. فضاسازیِ کمنظیر آن، منِ خواننده را به محیط داستان کشانده و با را...

    ادامه مطلب
  • نیمنگاهی به عملکرد ضعیف مسابقه تا اتمام مرحلۀ اول

  • نیلوبلاگ

    گاهی غرور کاذب مانع از ورود حرف درست به قلب بشر میشود. ممکن است برای «کمنیاوردن» در جلوت به کار خود ادامه دهند اما، همینکه در خلوت به فکر بروند و پی به مسیر اشتباه ببرند، کفایت میکند. آرامآرام اما باید جابیفتد که نقدها به هیچوجه بازگشت به افراد و شخصیتها ندارند؛ نقدها برمیگردند به نوشتهها، ...

    ادامه مطلب
  • «آلام» به قلمِ حریر

  • نیلوبلاگ

    دو فاکتور اگر در یک متن باشند، میتوان آن را داستان نامید و خودبهخود متن از حیطۀ یادداشت خارج میشود؛ شخصیت و ماجرا. در داستان «دردها» به قلم حریر، دومی هست، اما کمرنگ است. بیشتر شخصیتمحور است. این کمرنگی اما جبران میشود؛ کجا؟ آنجا که ماجرا نقش گرهگشایی را ایفا میکند و تحسین نگارنده را برمی...

    ادامه مطلب
  • از ممد خمار به نوذر!

  • نیلوبلاگ

    یادداشت اول / یادداشت دوم / یادداشت سوم بنابر قولی که داده بودم و عهدی که بستم، تا اتمام کارِ گروه ششم در خدمت هستم. اما بعد: طنز یعنی مطلب شمارۀ چهار. همهچیز دارد؛ هم قلم توانای نویسنده در آن نهفته است، هم تکههای ناب طنزگونه و هم استفادۀ ابزاری از وسائل و دادههای خداوندی برای ابراز حس. هنر نویس...

    ادامه مطلب
  • گاهی به کتابهایت نگاه کن!

  • نیلوبلاگ

    اولِ کلام یه تشکر بکنم از «بانوچه» که دعوت کردن بنده رو به این بازی وبلاگی. منم عاشق بازی! چه تو این فضای نسبتاً مجازی، چه هرجا. از اونجایی که رد دعوت برای هر مؤمن(؟) و مؤمنهای جایز نیست، اجابتش کردم. به جان خودم که میخوام دنیام نباشه، تا حالا هیچکس بهم هدیه نداده؛ نه کتاب، نه هیچی. چرا؛ یه رف...

    ادامه مطلب
  • یادداشتی بر «زن دوم» به قلمِ هلما

  • نیلوبلاگ

    چندی پیش «هلمابانو»، در طی یک عملیات عوامپسندانه و خواصپسندانه، تصمیم گرفتند تغییر شگرفی در روند بلاگریشان بدهند و به جز موضوعات مهمی که خودشان به رشتۀ تحریر درمیآورند، موضوعاتی هم از دوستانشان بگیرند تا هم خدا را خوش بیاید و هم بندگان خدا را. ما نیز از آنجایی که وبلاگ ایشان جزو معدود وبلاگ...

    ادامه مطلب
  • حریری به رنگ آبان!

  • نیلوبلاگ

    یادداشتی بر داستان «غربت» نوشتۀ حریر وقتی کسی برای اولینبار دست به یک کار بزرگ میزند، از دور شاید این کار برای او بسیار بزرگ جلوه کند، اما همین که قدم اول را برداشت و دومی هم پشتبندش آمد، دیگر سومی و چهارمی و پنجمی برایش آسان میشود. اینکه میگویند هر سربالایی یک سرازیری دارد، درست است، اما برعک...

    ادامه مطلب
  • از بند باریک قهوهای تا به سلامتی وجود مقدسش!

  • نیلوبلاگ

    رابطۀ دوستپسری و دوستدختری عاقبت ندارد؛ نمونۀ بارزش همین پسر عموی من. دختری را در خیابان دید و یکدل که نه، بلکه صددل عاشق جمالش شد و یکروز دیدیم کارت دعوتی آمده که وقتی بندِ باریکقهوهای رنگش را بیرون میکشیدیم، نام سعید و الناز، در رأس کارت چشم...

    ادامه مطلب
  • گند زدن به زبان مادری!

  • نیلوبلاگ

    خدمت شما بزرگواران عرض کنم همینطور که ارتباطات ما از طریق فضای نسبتاً مجازی، روز به روز و ساعت به ساعت و دقیقه به دقیقه و ثانیه به ثانیه و قسعلیهذا در حال گسترش است، به همان میزان گند زدن به زبان سلیس و روان فارسی هم رواج پیدا کرده است و ما شاهد ک...

    ادامه مطلب
  • گاهی چالش ها به یاد ماندنی می شوند!

  • مردن به وقت فروردین

  • نیلوبلاگ

    دیشب بابای خدابیامرزم آمد به خوابم و گفت میرزا وقتت تمام است. شرح ماجرا را بخواهید، این است که در خواب، خوابیده بودم که یکمرتبه پدر مرحومم از خواب، در خواب بیدارم کرد و گفت که بلندشو و غسلی بکن که نوبتی هم باشد نوبت توست. در خواب به هول و ولا افتادم که چه کنم! چقدر کار انجام نشده داشتم. مانده بودم ...

    ادامه مطلب
  • می رسد اینک بهار!

  • نیلوبلاگ

    سلام آیا کسی هست از من در سال 95 کینهای به دل داشته باشد؟ اگر کسی هست به جان ایشون و معصومیتش بر من ببخشاید: قول می دهم پسر خوبی باشم :) عیدتون مبارک! سال خوبی داشته باشید!...

    ادامه مطلب
  • تعهدی به نام «دنبال کردن»

  • نیلوبلاگ

    پیوست به آن پستی که نوشتم دنبال کنندهها را دوست دارم، الان اضافه میکنم که از نظر من وقتی نوشتههای کسی را دنبال میکنم، انگار که یک تعهدی نسبت به آنها دارم، یعنی باید بخوانمشان. حالا گاهی حرف برای گفتن در مورد پستشان دارم، یا اینکه نه، فقط میخوانمشان. مهم همین است که در درونم حسیست که این تعه...

    ادامه مطلب
  • یک مشت حرفِ قلنبه شده کنجِ دل

  • نیلوبلاگ

    دو سه ترمی می شود که با دکتر قاف کلاس داریم. حقا که جزو بزرگ ترین افتخارات زندگیم میدانم شاگرد این مرد بودن را. و هر روز به این فکر میکنم که در زندگی ام چه کار مثبتی انجام داده ام که خدا مرا شایسته این دانسته که از یکجا بکند و بنشاندجای دیگر تا امروز شاگرد استاد باشم و پای حرف هایشان بنشینم و در س...

    ادامه مطلب
  • گربه

  • نیلوبلاگ

    بعد از مدتیکه از آن اتفاق گذشت، امشب دوباره «معصوم» در کنارم آرام گرفته بود. برای هر دویمان سخت بود؛ برای معصوم بیشتر. معصومی که بعدِ از دست رفتن دنیایمان، تصاویر به جای مانده از او در ذهنم، لرزش لبهایش بود و بعد اشکی که از چشمانش روی گونهاش سُر میخورد و تا پشت لبش میرسید و شوریاش را احساس میکرد، پقی میزد زیر گریه و میدوید به سمت اتاق. چند ساعتی هم طول میکشید تا عادی شود و بعد دوباره لرزش لب و شوری دهان و... حس میکرد مداخله کردیم در کاری که نباید میکردیم. آن روزها چیزی که به چشم میآمد، سرخی چشمانش بود. مینشست روی یکی از مبلهای تکی وسط پذیرایی و دستهایش را دو طرف آویزان میکرد و پاهایش را ریز ریز تکان میداد. لبهایش که میلرزید، پاهایش از حرکت میایستاد. امشب اما در کنارم آسوده بود. بهتر شده بو...

    ادامه مطلب
  • بی بی سهشنبه!

  • نیلوبلاگ

    تا جایی که ذهنمان یاری میکند، در گذشته اگر کسی دچار معضلات اجتماعی میشد یا گرفتاری برایش به وجود میآمد یا پسرش سربازیِ راه دور میافتاد و مادر طاقت دوری این فرزند را نداشت و یا دخترکش شب عروسی، گریه کرده بود و بعد هم دلتنگ مادر شده بود و مادر داشت ذرهذره آب میشد یا بعضی قرضالحسنهها، پولهای مردم را خورده بودند و نمیدادند، صاحبان این گرفتاریها سفرههایی را به نام ائمه پهن میکردند که توسلی پیدا کنند و به مدد آن، به خواست خدا، گره از مشکلاتشان باز شود. غرض خود سفره نبود، هدف این بود که در کنار این سفره عدهای جمع شوند و اصل که توسل به ائمه بود حاصل شود. این ماجرا هم مثال خیلی از ماجراهای دیگر، دستخوش تغییر و تحریف شد. اصل کار خوب است، اما خرافات اطراف این سفرهها را نیز احاطه کرده است. امروز با سفره...

    ادامه مطلب
  • اندر احوالات ابهت ریش

  • نیلوبلاگ

    ایام محرم که میشود، ریش و لِحیۀ بعضی از رجال به صورت تصاعدی رشد میکند. حالا بعضی دستی به سر و گوش یتیمخانه میکشند و پایین و بالایش را مرتب میکنند و حقالنساء را نیز رعایت. اما در این بین رجالی هم پیدا میشوند که پایشان شکسته و نا امید از همهجا حقالنساء را نیز رعایت نمیکنند. دیشب که گچ را باز کردم، خواستم در شهر گشتی بزنم که به ابهت «لحیه» و ریش پی بردم. این ابهت را بارها تجربه کردم. پشت چراغ قرمز؛ سر تقاطعی که ماشین جلویی حرکت نمیکند؛ در دعواهای خانوادگی که تنها منحصر است در فحش و بد و بیراه گفتن و قسعلیهذا. برای نمونه، سر تقاطع، ماشی...

    ادامه مطلب
  • گمشده

  • نیلوبلاگ

    با دست چپ محکم کشید روی میز آرایشش. لوازم آرایشش که مخفیانه و دور از چشم مادرش، با سلیقه در کنار هم چیده شده بودند، هر کدام به گوشهای پرتاب شد. مادرش بارها آنها را دور ریخته بود. خودش را انداخت روی تختخواب، طوری که عروسکِ روی تخت هم به بالا پرتاب شد و لحظهای بعد در کنار گوشش فرود آمد. چشمانش در چشمان عروسک گره خورد. از کودکی همدم و همزبانش بود. از همان زمانی که پدر و مادرش خیال میکردند ادا و اطوار درمیآورد، و انگار که تنها او میفهمیدش. تفنگ را همان روزِ خرید شکسته بود. از اسباب بازیهای دوران کودکی، تنها همین عروسک برایش مانده بود و حالا با...

    ادامه مطلب
  • دختری به نام جسیکا

  • نیلوبلاگ

    ملاک و معیار برخی از دختر خانمها (شما بخوانید از برخی بیشتر!) در مورد ازدواج تغییر کرده و نسبت به قدیم، دچار دگردیسی شده است. قدیم (نه خیلی قدیم) وقتی پسری به خواستگاری میرفت، در اتاقِ کناری، اولین دیالوگی که از دختر میشنید این بود که: «همسرم باید متصف به صفت ایمان و تقوا باشه!» امروز نهتنها برای این صفت پشیزی ارزش قائل نیستند، بلکه اصلاً به زبان نمیآورند یا اگر هم بیاورند، آن ته ماجرا اگر شد، شد، نشد هم نشد! یعنی مرد پولدار باشد، مشروب هم بخورد طوری نیست؛ سانتافه داشته باشد، نماز هم نخواند اشکالی نیست؛ خوشگل و پردرآمد باشد، 30 سال هم بزرگتر ب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    گربه نره | گربه و ماهی | بی بی سه شنبه کیست | بی بی سه شنبه | بي بي سه شنبه | گمشده ها | گمشده منوتو | گمشده به انگلیسی | گمشده فیلم | گمشده یوسف زمانی