شاخ و دم های خریت - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 4:33
همانطور که میدانید، امروزه اگر کسی گِرلفِرِند یا بویفِرِند نداشته باشد، اِندِ بیکلاسیست. یعنی اگر در جمع دوستان که دارند از گشتوگذارها، خرید رفتنها، سینما رفتنها، قدم زدنها، تو پارک نشستنها، دست همدیگر را گرفتنها، هوای دو نفره را حس کردنها، زیر بارون هوای مطبوع استشمام کردنها، بوسه رد و بدل کردنها و...
اوه اوه چه میکنه این تودۀ هوای سرد! - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 4:33
احتمالا شما هم در حین تماشای مسابقه فوتبال شاهد این بوده اید که گزارشگران بازیکنهایی را که توانایی بازی در چند پست را دارند و به اصطلاح آچار فرانسه هستند را میستایند، اما تا به حال شده از خودتان بپرسید اگر خود این گزارشگران در موقعیتی قرار بگیرند که مجبور به ایفای نقشی خارج از تخصص شان شوند، چگونه ع...
آقای عالم - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 4:33
مـــیرسد روزی نگــار نـازنیـــنxa0 مهــر بـاران مـیکند روی زمیـنxa0 روی زیبایــش مثــال قـرص مـاهxa0 چشم مشتاقان او باشد به راهxa0 جمع محــرومان همـه در انتظارxa0 انتـــظاری در کمـــــال افتــــخارxa0 حجت حق میرسد دارم یقیـنxa0 منتقـــم با مشتهــای آهنیــنxa0 تا فـــــرود آرد بـــه مغــز قاتـلانxa0 ...
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 4:33
یعنی باید این آرزو را با خود به خانۀ قبر ببرم که بخواهم یواشکی گشت و گذاری در سطح شهر داشته باشم و مثلاً آقامصطفی، همسایۀ 10 سال پیشمان که 10 سال است خانه عوض کرده و به تبع آن 10 سال است ندیدمش، مرا نبیند و جالب اینکه عدل میبیند! نشد بخواهم کاری را مخفیانه سر و سامان دهم و یک آشنا نظاره نکند. احتمال...
تقدیر دستانت شده! - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 4:33
زیباترین اشعار من تسخیر دستانت شده انشاترین ابیات من تفسیر دستانت شده زیباست بارانی شدن چون میچکد از دست تو اشک سرازیر خدا تحریر دستانت شده گر دانهی گل بر زمین افتد شکوفا میشود بذر شَه مردانگی تقدیر دستانت شده با چشمهای تو همه منظومه حرکت میکند چشمان تو گیرا ولی دل گیر دستانت شده مجنون و لیلی عاشقی ...
وضعیت قرمز! - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 4:33
نمیدانم کربلا و نجف رفتهاید یا نه؛ اگر رفتهاید که خوشا بر احوالتان، بهشت روی زمین را دیدهاید، اگر هم نرفتهاید، خدا قسمتتان کند بروید نجف و از مسیر «بابالقبله» به طرف حرم مولا قدم بردارید تا بفهمید من اینجا چه مینویسم؛ البته این مسیر را بومیان «بابالسلام» هم میگویند، چرا که میرسد به حرم امیرالمؤمنین ...
بی بی سهشنبه! - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 4:33
تا جایی که ذهنمان یاری میکند، در گذشته اگر کسی دچار معضلات اجتماعی میشد یا گرفتاری برایش به وجود میآمد یا پسرش سربازیِ راه دور میافتاد و مادر طاقت دوری این فرزند را نداشت و یا دخترکش شب عروسی، گریه کرده بود و بعد هم دلتنگ مادر شده بود و مادر داشت ذرهذره آب میشد یا بعضی قرضالحسنهها، پولهای مردم را خو...
اندر احوالات ابهت ریش - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:38
ایام محرم که میشود، ریش و لِحیۀ بعضی از رجال به صورت تصاعدی رشد میکند. حالا بعضی دستی به سر و گوش یتیمخانه میکشند و پایین و بالایش را مرتب میکنند و حقالنساء را نیز رعایت. اما در این بین رجالی هم پیدا میشوند که پایشان شکسته و نا امید از همهجا حقالنساء را نیز رعایت نمیکنند. دیشب که گچ را باز کردم، خوا...
سوره های جدید قرآن - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:38
هیچ چیز بدتر از این نیست که از یک بچه مسلمون شیعه دبیرستانی بپرسی: قرآن چند تا سوره داره؟ در جوابت با کمی تفکر و تامل بگه: 1200 تا! به یزدان پناه می برم این آخر عمری!
گمشده - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:38
با دست چپ محکم کشید روی میز آرایشش. لوازم آرایشش که مخفیانه و دور از چشم مادرش، با سلیقه در کنار هم چیده شده بودند، هر کدام به گوشهای پرتاب شد. مادرش بارها آنها را دور ریخته بود. خودش را انداخت روی تختخواب، طوری که عروسکِ روی تخت هم به بالا پرتاب شد و لحظهای بعد در کنار گوشش فرود آمد. چشمانش در چشما...
غرق در نوشته، افت فشار! - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:37
غزاله امروز تو خودش بود و توجهی به کلاس نداشت. تایم کلاس که تمام شد، همۀ هنرجوها رفتند و ماند غزاله و صندلیهای خالی و من که داشتم دفتر و دستک را جمع و جور میکردم که بروم. نگاهم در نگاهش که گره خورد، پرسیدم: «چی شده خانم نصر؟ امروز که گرفته بودین، دیروز هم که تشریف نیووردین!» با صدای گرفته و کمی با چ...
عزیزم هدیۀ من برات یه دنیا عشقه! - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:36
کاشف به عمل اومده از زمانی که یچه بودم تا الانی که غولی شدم واسه خودم و نَنه مدام پتکش میکنه و میزنه تو سرم که: «مثی غول شدیا، یه ذره کمتِر بخور آ پیادهروی کن»، کسی برام تولد نگرفته! بابای خدابیامرزم که از اون سنتیاش بود و فکر و ذکرش این بود که کی میشه صبح بشه، بره سر کار و از عصر هم که برمیگشت، چرخ...
عبور موقت... - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:36
استارت که زدم، آخِرای دعوا بود. تمامی بد و بیراهها گفته شده بود و موبایلها هم از کار افتاده بودند و شاید حتی کلیپ دعوا، همان جا، همان موقع، دست به دست گشته بود. تنها چیزی که رؤیت شد، دماغِ خونیِ یکی از جوانها بود و دیگری را هم پیرمردی سفت بغل کرده بود که مبادا دوباره حمله کند. جوان اما همانطور که پی...
دختری به نام جسیکا - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 14:36
ملاک و معیار برخی از دختر خانمها (شما بخوانید از برخی بیشتر!) در مورد ازدواج تغییر کرده و نسبت به قدیم، دچار دگردیسی شده است. قدیم (نه خیلی قدیم) وقتی پسری به خواستگاری میرفت، در اتاقِ کناری، اولین دیالوگی که از دختر میشنید این بود که: «همسرم باید متصف به صفت ایمان و تقوا باشه!» امروز نهتنها برای ای...
مردن در فضای نسبتاً مجازی - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 22:23
چهار زانو نشستهام و در فکر فرو رفتهام؛ شاید هم فکر در من فرو رفته. ای کیو سان را تصور کنید، به همان سبک؛ تنها فرقم این است که انگشتم را آب نزدهام تا روی سر بکشم و بعد چشمانم را ببندم و عملیات شروع شود. نقطه اشتراک من و ای کیو سان، در همین چشم بستن و فکر کردن است. فکر میکنم که این دنیای نسبتاً مجازی ...
آدمِ دستِ دوم - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 15:49
امروز بدتر از هر روز دیگر مثل «کَلب» پشیمانم. پشیمانی که شاخ و دم ندارد؛ اما چارهای هم ندارم و با گفتن «خُب شد که رفت!» و «برو عامو، جَخ راحت شدیم!» هم به هیچ وجه من الوجوهی نمیتوان روی آن سرپوش گذاشت. شاید بتوان ظاهر قضیه را حفظ کرد و خودی نشان داد و به اصطلاح «خود را از تا نینداخت»، اما در باطنِ ک...
اللهم العن نیما! - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 15:49
از صبحِ اول صبحی دل و دماغ درست و درمانی نداشت. دمق بود. والدهام را خدمتتان عرض میکنم. امروز نه از آن کتریِ روی گاز خبری بود و نه از آن قوریِ گل قرمزیِ روی کتری! نشسته بود چمباتمهوار خیره شده بود به این موجودِ شیطان صفتِ ذاتاً کار درست. سابقه نداشت تا این موقع چای تازه دمش آماده نباشد و سفرۀ صبحانها...
روز واقعه رسید! - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 2:35
روز واقعه فرا رسید. از خدا میخواهم در این عاشورا، دلتان را در جویبار رحمتش چنان شستشو دهد که هرجا نفرت هست، دوستی و هر کجا زخمى، درمان جایش را بگیرد! آمین!
زندگی با طعم نان سوخاری - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 2:35
خوب نیست مرد حتی بلد نباشد تخم مرغ بپزد، یا حالش را نداشته باشد، یا با پای شکسته نتواند جلوی گاز بایستد و جلز و ولز روغن را بشنود؛ در یک کلام خوب نیست که مرد آشپزی بلد نباشد. نعمتی هستند این خانمها برای امثال ما؛ خرده نگیرید به این عبارت قبل، کلاً خانمها نعمتند. از دیروز تا الان چیزی نخوردهام؛ مگر ب...
هر حبشی، بِلال نمی شود! - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 2:34
در میان مشاغل اگر گشت بزنیم، بعضی از شغلها شرافت خاصی دارند؛ خاصِ خاص، از باب اینکه رسالتی بر دوش دارند. مثلاً معلمها، پزشکان و یا نویسندهها و... . بخواهیم یا نخواهیم، مورد پسندمان باشد یا نباشد، صدق باشد یا کذب، جا افتاده باشد یا نیفتاده باشد، نویسندگی شغل شریف، خاص و عجیبیست. از آنجا که نویسنده قر...

برچسب‌های مرتبط

وقت عزیز است غنیمت شمریدش صحبت | گربه نره | گربه و ماهی | کتابی نوشته میرزا حسین طبرسی | همسر دوم شریفی نیا | همسر دوم مهران مدیری | همسر دوم شهاب الدین غندالی | دلت باید پاک باشه | aho lakota | aho last name